در سکوت (2)
بر بلندای مغرور کدام قله ایستاده ای،
که افق دیده گانت مرا در بر نمی گیرد؟!
جان تشنه کدامین کویر خشک
از باران وجودت سیراب گشته؟!
خورشید تابان کدامین آسمانی، اینک؟!
ظلمت کدامین شب را ستاره ای؟!
بر مَنَت گذرافتاد
چون عابری بیگانه!
فرو گذاشتیم
نجیبانه و خاموش
در سکوت!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۸۶ ساعت 21:5 توسط مهدی ترابی
|