چهار قدم در چهار قدم
قفسی است ساخته من...کلیدش بدست من...به قاعده دلتنگیهای من...چهار قدم در چهار قدم...
نیلوفر
گو خورشید را برآی
نیلوفری می خواهد که بروید گویا
در آرمیده مردابی بر بستری از لجن
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 10:54 توسط مهدی ترابی |
آنچه در این وب لاگ می خوانید
انعکاس لرزان تجربه احساسی است
که در درونم می زاید
و می توانم بنویسم شان
مشتاق همراهیتان و خواندن نظراتتان هستم
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
شهریور ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تیر ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
فروردین ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تیر ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
اردیبهشت ۱۳۸۶
فروردین ۱۳۸۶
آرشیو موضوعی
بداهه
شیدایی
شبانه
پوچی
کوتاه نوشت
داستانک
پیوندها
تو دریای من بودی آغوش واکن
BLOGFA.COM